آمریکا و رژیم صهیونیستی در اسفندماه سال گذشته به خاک ایران تجاوز کرد. پیشبینی دولت تروریست آمریکا این بود که پس از تجاوز نظامی به ایران و شهادت رهبر انقلاب، پاسخ ایران صرفا به حملات موشکی به پایگاههای آمریکایی و خاک اسرائیل خلاصه میشود.
اما با تدابیر رهبر شهید انقلاب، نیروهای نظامی ایران در اقدامی محاسبهشده، تنگه هرمز را به عنوان یکی از مهمترین آبراهههای جهان مسدود کردند.
اثر این انسداد از هزاران موشک برای دولت تروریست ترامپ و همپیمانان منطقهای آمریکا سنگینتر بود؛ چرا که اولا این اقدام، تأمین بخش زیادی از نفت، فرآوردههای نفتی و گاز مایع جهان را با مشکل مواجه کرد و این موضوع همچنین سبب افزایش 48 درصدی قیمت بنزین، افزایش 62 درصدی قیمت گازوئیل و افزایش نرخ تورم و نرخ بازدهی اوراق در آمریکا شد.
با گذشت چند هفته از انسداد تنگه هرمز، برخی رسانههای خارجی خبر از کاهش اهمیت تنگه هرمز با تاسیس خطوط لوله جایگزین دادند و در داخل ایران نیز برخی افراد، تداوم انسداد تنگه هرمز را علت ایجاد مسیرهای جایگزین دانستند و پیشنهاد دادند تا اهمیت تنگه از بین نرفته، باید آن را در ازای رفع تحریمها معامله کنیم.
این در حالی است که نگاهی به تاریخچه خطوط لوله و روابط کشورهای غرب آسیا با یکدیگر، نشان دهنده خطرات امنیتی و عدم صرفه اقتصادی خطوط لوله جایگزین برای کشورهای این منطقه دارد. به عنوان مثال عراق به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت منطقه، پس از برقرارشدن نظم ایرانی در تنگه هرمز، از اولین کشورهایی بود که مدیریت ایران را پذیرفت و نفت خود را از تنگه عبور میداد. اما پس از محاصره آمریکا، صادرات نفت این کشور با کاهش قابل توجهی روبرو شد.
در ماههای اخیر دولت عراق به طور جدی به دنبال بازسازی و ایجاد خطوط لوله از طریق کشورهای همسایه خود است. یکی از طرحهای عراق، انتقال نفت جنوب از طریق ساخت خطوط لوله بصره-حدیثه-بانیاس است. این خط لوله فرضی مشکلات زیادی دارد که در ادامه به آنها اشاره میشود:
هزینه بالای ساخت خط لوله: هزینه ساخت خط لوله از بصره تاحدیثه و سپس از حدیثه تا بندر بانیاس سوریه، 15 میلیارد دلار برآورد میشود. این در حالی است که عراق پیش از بسته شدن تنگه هرمز، به طور میانگین سالانه 110 میلیارد دلار درآمد داشته که البته در سال جاری میلادی و با توجه به کاهش صادرات، این عدد کمتر خواهد شد. دولت عراق باتوجه به وضعیت نامعلوم تنگه تا پایان سال میلادی، با کمبود جدی منابع ارزی برای پرداخت حقوق کارمندان و تأمین کالاهای اساسی روبرو است و توان تأمین این حجم سرمایه برای احداث این خط لوله را ندارد.
نبود امنیت در مسیر خط لوله: این خط لوله از مسیر همسایه غربی عراق، سوریه عبور میکند. سوریه پس از سقوط بشار اسد، به دست گروهک تروریستی تحریرالشام افتاده که بقایای داعش هستند. علاوه بر آن، حملات متعدد رژیم صهیونیستی به خاک سوریه، امینت این کشور را زیر سوال برده و احتمال دارد که رژیم صهیونیستی برای فشار به حاکمیت عراق، به این خط لوله حمله کند و آن را از کار بیندازد.
ظرفیت محدود و عدم پوشش تمام ظرفیت صادراتی: این خط ریلی با وجود هزینه بسیار بالا، نهایتا یک تا یک و نیم میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال خواهد داشت. این در حالی است که عراق نزدیک به 4 میلیون بشکه ظرفیت صادراتی دارد. از سوی دیگر صادرات از طریق بندر بانیاس، فقط برای مشتریان اروپایی و آمریکایی نفت عراق، به صرفه است؛ در صورتی که بیش از 50 درصد نفت عراق، سهم کشورهای شرق آسیا است که این مسیر، مناسب انتقال به آنان نیست.
نتیجه همه دادههای فوق این است که برخلاف اظهارات رسانههای خارجی، تنگه هرمز اساسا بهترین، کوتاهترین و امنترین مسیر انتقال انرژی عراق و سایر کشورهای غرب آسیا به مقاصد صادراتی است. اهمیت تنگه هرمز به قدری است که مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) در گزارشی درباره خطوط لوله، هشدار میدهد که خطوط لوله انتقال نفت و فرآوردههای نفتی در منطقه خلیج فارس در معرض حملات پهپادی قرار دارند. طول زیاد خطوط لوله و پراکندگی ایستگاههای پمپاژ، حفاظت کامل از آنها را دشوار میکند. بنابراین ضرورت دارد حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ تدابیر لازم، از این دارایی راهبردی حفاظت کند و در صورت نقض ترتیبات ایجادشده توسط دیگران، حاکمیت خود را به صورت کامل اعمال کند و مانع از تضعیف جایگاه تنگه هرمز در معادلات انرژی منطقه شود.



















