سوآپ گاز قطر به پاکستان از مسیر ایران؛ قفل خط لوله آی‌پی باز می‌شود؟

ایران سال‌ها پیش بخش خود را تا مرز پاکستان به پایان رسانده، اما پاکستان به دلیل تحریم‌های آمریکا و مشکلات تأمین مالی، حتی یک متر از خط لوله را هم احداث نکرده است.

پس از نزدیک به دو دهه توقف در پروژه خط لوله گاز ایران و پاکستان (آی‌پی)، اسلام‌آباد با تشکیل کمیته‌ای عالی در اوت ۲۰۲۶ به دنبال راه‌حلی «مورد قبول دو طرف» برای خروج از بن‌بست حقوقی و مالی این پروژه است.در این میان، ایده‌ای نوین می‌تواند نه تنها مشکل پاکستان را حل کند، بلکه منافع اقتصادی ایران، قطر و پاکستان را به هم گره زده و ضمن افزایش درآمدهای منطقه‌ای، امنیت انرژی را نیز تقویت کند.

پاکستان به دنبال توافق با ایران

قرارداد گازی ایران و پاکستان در سال ۲۰۰۹ امضا شد. بر اساس این توافق، پاکستان موظف بود تا دسامبر ۲۰۱۴ (آذر ۱۳۹۳) حدود ۷۸۱ کیلومتر از خط لوله را در خاک خود تکمیل کند.ایران سال‌ها پیش بخش خود را تا مرز پاکستان به پایان رسانده، اما پاکستان به دلیل تحریم‌های آمریکا و مشکلات تأمین مالی، حتی یک متر از خط لوله را هم احداث نکرده است.اکنون پرونده این اختلاف در دادگاه داوری پاریس در جریان است و ایران خواستار میلیاردها دلار غرامت شده است. وزیر نفت پاکستان تأکید کرده که دولت به دنبال توافقی دوستانه با ایران است تا از پیچیدگی‌های حقوقی بیشتر جلوگیری کند. به همین منظور، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، کمیته‌ای عالی برای بررسی ابعاد حقوقی، مالی و انرژی این پروژه تشکیل داده است. پاکستان در حال حاضر گاز مورد نیاز خود را با قیمتی بسیار بالاتر از طریق ال‌ان‌جی از قطر تأمین می‌کند. در ماه اوت ۲۰۲۶، بهای ال‌ان‌جی در بازار نقدی به بیش از ۲۱ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (mmBtu) رسیده و پاکستان حتی یک محموله را با قیمت رکوردشکن ۲۱.۸۸ دلار خریداری کرده است. در مقابل، قیمت گاز ایران در قرارداد آی‌پی حدود ۱۰.۶ دلار است و پاکستان حتی به دنبال کاهش ۵۰ درصدی آن تا حدود ۴.۶۷ دلار نیز هست .این اختلاف قیمت، پایه اقتصادی ایده‌ای نوین را تشکیل می‌دهد که می‌تواند منافع سه‌کشور را به هم گره بزند.

۳ گام کلیدی برای بازشدن آی‌پی

راهکاری که می‌تواند این بن‌بست را بشکند، شامل چند گام کلیدی است:گام اول – سرمایه‌گذاری قطر در خط لوله پاکستان: پاکستان با قطر مذاکره می‌کند تا این کشور در احداث خط لوله در خاک پاکستان سرمایه‌گذاری کند.این کار هم مشکل تأمین مالی پاکستان را حل می‌کند و هم قطر را به عنوان یک ذی‌نفع مستقیم در تکمیل پروژه وارد معادله می‌کند.گام دوم – انتقال گاز قطر از طریق ایران: ایران می‌تواند علاوه بر گاز خود، سهم گاز قطر را نیز از طریق خط لوله به پاکستان منتقل کند. به این ترتیب، قطر و پاکستان نیازی به حمل ال‌ان‌جی با کشتی و پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور حمل و بیمه ندارد.گام سوم – تسویه هوشمندانه: قطر می‌تواند حجم گازی را که ایران به جای آن به پاکستان ارسال کرده، با استفاده از زیرساخت‌های ال‌ان‌جی خود به بازارهای دورتر با قیمت بالاتر صادر کند و سپس با ایران تسویه حساب نماید.در حقیقت و بطور خلاصه قطر می‌تواند به جای انتقال گاز به پاکستان، حجم معادل گازی را در یک سازوکار سوآپ یا تسویه متقابل در اختیار ایران قرار دهد. در مقابل، ایران مورد توافق را از خط لوله به پاکستان تحویل می‌دهد و با مصرف گاز با حجم معادل LNG خود به بازارهای دیگر صادر می‌شود.

معادله ۳ سر سود

نتیجه این معادله برای هر سه کشور سودآور است: قطر از سرمایه‌گذاری خود سود می‌برد و قطر از فروشنده LNG به شریک یک کریدور انرژی منطقه‌ای تبدیل شود.ایران حق ترانزیت دریافت می‌کند، و پاکستان به گازی بسیار ارزان‌تر از ال‌ان‌جی وارداتی دسترسی پیدا می‌کند و ممکن است از پرداخت میلیاردها دلار جریمه احتمالی نجات ‌یابد یا تخفیف بگیرد.نکته قابل‌توجه اینکه پاکستان و قطر اخیراً نشان داده‌اند که برای عبور از تنگه هرمز با ایران وارد مذاکره شده‌اند.در ماه مه ۲۰۲۶، بلومبرگ گزارش داد که پاکستان با ایران درباره اجازه عبور تعداد محدودی از محموله‌های ال‌ان‌جی قطر از تنگه هرمز گفت‌وگو کرده است. این نشان می‌دهد که حداقل بستر سیاسی برای همکاری سه‌جانبه فراهم است و کشورها به دنبال راه‌حل‌های عملی برای عبور از بحران هستند.

جمع‌بندی

پروژه خط لوله گاز ایران و پاکستان پس از دو دهه توقف، اکنون در نقطه عطفی قرار گرفته است. تشکیل کمیته عالی توسط نخست‌وزیر پاکستان نشان از عزم جدی این کشور برای یافتن راه‌حلی عملی دارد. در شرایطی که قیمت ال‌ان‌جی در بازارهای جهانی به سقف‌های بی‌سابقه رسیده و پاکستان با خطر پرداخت میلیاردها دلار جریمه مواجه است هرگونه راه‌حل خلاقانه‌ای که بتواند منافع همه طرف‌ها را تأمین کند، شایسته بررسی جدی است. شاید زمان آن رسیده که به جای نگاه صرفاً سیاسی به این پروژه، آن را فرصتی برای همکاری اقتصادی منطقه‌ای و ایجاد وابستگی متقابل مثبت ببینیم.قطر و پاکستان که به دنبال میانجیگری بین ایران و آمریکا هستند ابتدا باید نشان دهند که می‌توانند موضوعاتی که مستقیما منافع خود آن‌ها را در بر می‌گیرد و پیچیدگی‌های فنی و سیاسی خیلی کمتری دارد را با آمریکا حل کنند، تا بتوان امیدی به توان میانجیگری آنان در موضوعات پیچیده بین ایران و آمریکا داشت.

آخرین مطالب در سحاب

جستجوی پیشرفته