غنیمت‌شمردن فرصت‌ آتش‌بس موقت برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی مردم در نبرد با محور آمریکایی-صهیونی

گزارش شماره:‌
تاریخ گزارش:‌

از زمان امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد توسط رؤسای جمهور ایران و آمریکا در 30 خرداد 1405 گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره نتیجه آن باتوجه به بدعهدی آمریکا در حال طرح است؛ چراکه یک طرف، کشوری است که در یک سال اخیر و در میان مذاکرات، دو مرتبه به خاک ایران حمله کرده و تعدادی زیادی از هموطنان، فرماندهان نظامی و رهبر حکیم انقلاب را به شهادت رسانده است. درخواست‌های مکرر طرف آمریکایی برای مذاکره و توافق به این دلیل بود که ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در طول مدت جنگ نتوانستند به هدف اصلی خود یعنی سقوط نظام اسلامی و تصاحب منابع ملت ایران دست یابند و به این نتیجه رسیدند که با یک یا دو حمله در کوتاه‌مدت، نمی‌توانند اراده ملت و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را از بین ببرند. به همین دلیل، دشمنان به دنبال آن هستند که کشور را در چرخه باطل جنگ، آتش‌بس، مذاکره، اغتشاش و سپس جنگ مجدد درگیر کنند و از این مسیر نظام اسلامی را سرنگون نمایند.

نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر اصلی جنگ در مصاحبه خود در تاریخ 20 اردیبهشت 1405 با شبکه تلویزیونی CBS آمریکا، تقابل حیاتی ایران با آمریکا و اسرائیل را مورد تاکید قرار داد و مدعی شد اسرائیل و آمریکا باید با همکاری یکدیگر، فشار را علیه ایران ادامه دهند تا تمام توان آن نابود شود و گفت: «به نظر من، این رژیم [جمهوری اسلامی ایران] از زمانی که [در سال 1357] مردم ایران را ربود [و قدرت را به دست گرفت]، در ضعیف‌ترین نقطه خود قرار دارد… آن‌ها مطمئناً ضعیف‌تر از قبل هستند. اما کار تمام نشده و هنوز حکم قطعی صادر نشده است… نمی‌شود پیش‌بینی کرد این اتفاق، چه زمانی می‌افتد. اما می‌توانم به شما بگویم مثل ورشکستگی است. [اوضاع] به تدریج پیش می‌رود و بعد ناگهان سقوط می‌کند…[1]» همچنین مقامات آمریکایی نیز بارها با ارجاع دادن افکار عمومی و نخبگانی به جنگ‌های طولانی عراق و ویتنام سعی کرده‌اند، مردم آمریکا را برای جنگ طولانی مدت آماده کنند.

همچنین باوجود اینکهیکی از مهم‏ترین وعده‎های ترامپ در انتخابات 2024 کاهش هزینه‌های زندگی و اتمام همه جنگ‌ها بود، اما اهمیت تقابل با ایران سبب شد ترامپ از وعده‌های انتخاباتی خود عبور کرده و در بحبوحه جنگ، سیاست خود را اینگونه اعلام کند: «من به وضعیت مالی آمریکایی‌ها فکر نمی‌کنم. به هیچ‌کس فکر نمی‌کنم. فقط به یک چیز فکر می‌کنم. اینکه نباید اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. همین.[2]» به علاوه یکی دیگر از هزینه‌هایی که ترامپ و دولت آمریکا برای جنگ با ایران پرداخته‏اند، استعفا و برکناری برخی مقامات کلیدی کاخ سفید و ارتش به ویژه جو کنت، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم به دلیل اختلاف با ترامپ و اسرائیل بر سرجنگ با ایران بود.

مقامات کلیدی جداشده از دولت آمریکا پس از جنگ با ایران
ناممسئولیتتاریخ استعفا/برکناری
جو کنتمدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم26/12/1404
رندی جرجرئیس ستاد ارتش آمریکا13/01/1405
گرین جونیوررئیس اداره کشیشان ارتش آمریکا13/01/1405
دیوید ام. هودنهفرمانده فرماندهی تحول و آموزش ارتش14/01/1405
تولسی گاباردمدیر اطلاعات ملی01/03/1405
کریس دوناهوکاندید فرماندهی ستاد نیروهای مشترک نظامی آمریکا03/04/1405

با این حال، جنگ طولانی‌مدت، ریسک‌های سیاسی-اقتصادی بزرگی برای آمریکا ایجاد کرد که در مواردی همانند قیمت نفت تاحدودی با ابزارهای رسانه‌ای و اقتصادی مهار شدند اما در برخی موارد، طرف آمریکایی نیازمند توافق‌ کوتاه‌مدتی برای مهار آن‌ها است. این ریسک‌ها عبارتند از:

  1. کاهش ذخایر راهبردی نفت: تهاجم آمریکا و اسرائیل و بسته شدن تنگه هرمز، موجب کمبود روزانه 16 میلیون بشکه نفت در بازار جهانی شد و به ذخایر نفت آمریکا فشار جدی وارد کرد. به همین دلیل نیز آمریکا با هدف جلوگیری از افزایش شدید قیمت نفت ناچار به عرضه بخش زیادی از ذخایر نفت خود به بازار شد و وضعیت ذخایر نفتی این کشور به حد اضطراری رسید. این کاهش به میزانی بود که ترامپ پس از انتشار خبر توافق، در حاشیه نشست کشورهای جی‌7 در تاریخ 27 خرداد درباره اهمیت توافق با ایران گفت: «ذخایر(نفت) ما حدود چهار هفته دیگر تمام می‌شد. می‌دانید، در سراسر جهان ذخایری وجود دارد، اما واقعاً به نقطه‌ای می‌رسیدیم که ذخایر تمام می‌شد و زمانی فرا می‌رسید که دیگر نمی‌توانستید آن را (نفت) به دست بیاورید.»[3] لذا محتمل است که پس از رسیدن ذخایر نفتی به سطحی اطمینان‎بخش و کاهش قیمت جهانی نفت، دولت جنایتکار آمریکا، دوباره به ایران حمله کند.
  2. افزایش تورم در اقتصاد آمریکا: در جریان جنگ تحمیلی سوم، اقتصاد آمریکا به چند دلیل تحت فشار قرار گرفت: اولاً شوک نفتی بی‌سابقه ناشی از بسته شدن تنگه هرمز که قیمت نفت را بیش از ۴۰ درصد افزایش داد و همچنین تورم را نیز به صورت مستقیم در سبد مصرفی خانوار و غیرمستقیم از طریق هزینه‌های تولید به 4.2 درصد رساند. ثانیاً به دلیل افزایش انتظارات تورمی، سرمایه‌گذاران اقدام به فروش گسترده اوراق بلندمدت کردند که این اقدام، بازدهی اوراق 10 ساله را به بیش از 6/4 درصد رساند و هزینه‌های استقراضی دولت را افزایش داد. همچنین کشورهای دارنده اوراق قرضه آمریکا به‌ویژه کشورهای عربی خلیج فارس به دلیل کاهش درآمدهای ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز  به سمت فروش اوراق قرضه حرکت کردند. این دلایل به طور هم‌زمان اقتصاد آمریکا را با خطر رکود تورمی مواجه کرد و به همین دلیل نیز بانک مرکزی آمریکا ناچار به تثبیت آن در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد شد. تشدید این فشارها با به اتمام رسیدن فرصت برداشت از ذخایر نفت آمریکا، چرخه پترودلار را به‌طور جدی تهدید می‌کرد و این عوامل مجموعاً، ترامپ را ناچار به امضای تفاهم‌نامه با ایران کرد.
  3. کاهش شانس پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای: در چندماه اخیر، جنگ با ایران به دست‌آویز افراد شاخص و رسانه‌های دموکرات برای تخریب چهره ترامپ در بین مردم آمریکا به خصوص در هنگامه انتخابات میان‏دوره‌ای مجلس نمایندگان تبدیل شده است. این تبلیغات به حدی موثر بوده که شبکه فاکس نیوز طبق نظرسنجی AP-NORC  گزارش داد که 67 درصد آمریکایی‌ها عملکرد ترامپ را قابل قبول نمی‌دانند. لذا یکی از علل توافق فعلی دولت ترامپ با ایران، به دست آوردن اعتماد رای‌دهندگان آمریکایی برای پیروزی در انتخابات پیش‌رو است و احتمال حمله مجدد پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، دور از انتظار نیست.

بنابراین در شرایط فعلی که تفاهم‌نامه‌ای شکننده بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا منعقد شده، ضروری است به تجربه جنگ 12 روزه و راهبرد بلندمدت آمریکا و رژیم صهیونیستی توجه کرد. در آن جنگ پس از ناتوانی دشمن در شکست ایران و اعلام آتش‌بس، روند مذاکره طولانی و بی‌نتیجه آغاز شد. در داخل نیز با فشارهای اقتصادی و ایجاد نارضایتی، دشمن توانست کشور را به وسیله عوامل نفوذی به آشوب بکشاند و در قطعه آخر پازل نیز، جنگ تحمیلی سوم آغاز شد. در شرایط فعلی که اتفاقی مشابه رخ داده، ضروری است مسئولان کشور بدانند اقدام بعدی دشمن پس از آتش‌بس طبق چرخه جنگ-آتش‌بس- مذاکره-اغتشاش، به‌راه‌انداختن اغتشاش با سوءاستفاده از شرایط نابسامان اقتصادی کشور خواهد بود. بنابراین مطابق فرمایش رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌ا… سید مجتبی خامنه‌ای که در پیام خود به مناسبت عید سعید غدیر و سالگرد رحلت امام خمینی، کید دشمن را متمرکز بر تاب‌آوری مردم و اشتباه محاسباتی مسئولان دانستند، ضرورت دارد با هدف افزایش تاب‌آوری اقتصادی مردم در مراحل آینده تقابل با محور آمریکای-صهیونیستی، اقدامات زیر را انجام داد:

  1. واگذاری زمین با هزینه صفر و به صورت اجاره 99 ساله به مردم برای ساخت خانه یک طبقه حیاط‌دار: یکی از مهم‌ترین مشکلات مردم ایران، بالا بودن هزینه خرید و اجاره مسکن است؛ به نحوی که طبق آمار در کشور حداقل 6 میلیون خانواده مستاجر و حداقل 12 میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد. این میزان کمبود، بدون احتساب بافت‌های فرسوده و ناکارآمد است. با وقوع جنگ و بالارفتن تورم، تهیه مسکن برای مردم کشور بیش از قبل سخت شده است. در این شرایط، وزارت راه و شهرسازی مجاز است بر اساس ماده 50 برنامه هفتم پیشرفت با واگذاری زمین به صورت اجاره 99 ساله، بخشی از این مشکل را حل کند. نحوه کار به این شکل است که وزارت راه و شهرسازی به هر سرپرست خانواده فاقد مسکن، یک قطعه زمین 250 متر مربعی را به صورت اجاره 99 ساله می‌دهد و خود شخص در آن قطعه زمین، یک واحد خانه یک طبقه بر اساس مقررات ملی ساختمان و نظارت نظام مهندسی می‌سازد. باتوجه به بررسی‌های موجود، وزارت راه‌وشهرسازی به عنوان مالک زمین‌های دولتی در محدوده و حریم شهرها، بسیار بیشتر از میزان موردنیاز این طرح، زمین در اختیار دارد. طرح فوق مزایای بسیاری برای کشور خواهد داشت:
  2. این طرح با اولویت روستاها و شهرهای کوچک، سبب تشویق مردم به مهاجرت معکوس می‌شود و در نتیجه اولا آسیب‌های زندگی در کلانشهرها مانند تراکم بالای جمعیت، ترافیک و آلودگی هوا کاهش می‌یابد و ثانیا شاهد توسعه اقتصادی در روستاها و شهرهای کوچک خواهیم بود.
  3. بسیاری از مردم در حال حاضر برای تهیه مسکن، بخش مهمی از پس انداز و درآمد خود را برای رهن و اجاره‌ پرداخت می‌کنند. این اقدام سبب می‌شود که آنان بتوانند فقط با پرداخت هزینه مصالح و ساخت، صاحب خانه شوند. در نتیجه با حذف هزینه رهن و اجاره، سطح رفاه خانواده به طور محسوسی بالا خواهد رفت.
  4. صنعت مسکن، به عنوان یکی از صنایع کلیدی کشور به طور کامل در داخل کشور تأمین می‌شود و نیاز به خروج ارز از کشور ندارد. این صنعت علاوه بر اینکه بسیاری از صنایع دیگر را وارد چرخه تولید و پویایی می‎کند، اشتغال چشم‌گیری در کشور نیز ایجاد خواهد کرد.
  5. در این طرح، دریافت‌کننده زمین موظف است خانه را به صورت یک طبقه حیاط‌دار بسازد. این اقدام سبب می‌شود خانه با هزینه و زمان کمتری ساخته شود.
  6.  در این طرح، دریافت‎کننده زمین می‌تواند متناسب با نیاز و توان مالی، خانه خود را به صورت تدریجی تکمیل کند.
  7. با افزایش ساخت خانه‌های یک‌طبقه حیاط‌دار، دولت می‌تواند از طریق پرداخت تسهیلات و قرض‌الحسنه، سطح قابل‌توجهی از سقف خانه‌ها را با پنل خورشیدی مجهز کند و تولید برق کشور را نیز افزایش دهد.

واگذاری زمین و ساخت مسکن با این روش در شرایط جنگ، سبب می‌شود دولت بدون فشار به بودجه عمومی و مبتنی بر دارایی‌های خود‌ بتواند 2 درصد رشد اقتصادی، یک میلیون مسکن و 2 میلیون شغل ایجاد کند و تورم عمومی را کاهش دهد.

  • آزادسازی زمین‌های منابع طبیعی برای تولید کالاهای اساسی کشاورزی: طبق قانون اساسی، منابع طبیعی در اختیار حکومت اسلامی است تا آن‌ها را طبق مصالح عامه به کار بگیرد. در سال‌های اخیر به دلیل رویه‌های ناکارآمد اداری در کشور، این ظرفیت معطل شده و در اختیار فعالان اقتصادی قرار نگرفته است. در کشورهای صنعتی زمین، نقش اساسی در پیشرفت اقتصادی کشور دارد و از ظرفیت آن به شکل حداکثری و دقیق برای تولید غذا استفاده می‎شود. لذا لازم است وزارت جهاد کشاورزی با هدف افزایش تولید غلات و گوشت قرمز، زمین‌های مستعد دیم را برای کشت حفاظتی در قالب قراردادهای بهره‌برداری 5 ساله(به صورت قرارداد BLT) در اختیار فعالان اقتصادی قرار دهد. طبق آمار، 10 میلیون هکتار از اراضی کشور، مستعد کشت دیم است و با تخصیص این اراضی به کشت دیم، سالانه حداقل معادل 3 میلیارد دلار در کشور، غذا و نهاده‌دامی تولید می‌شود.
  • توسعه معادن کشور با مشارکت مردم: ذخایر معدنی اکتشاف‌شده در سه سرفصل مس، آهن و زغال‌سنگ حدود یک تریلیون دلار می‌شود. با وجود حجم عظیم ذخایر معدنی، بخش معدن و صنایع معدنی از دستیابی به جایگاهی متناسب با ظرفیت‌های اقتصادی کشور بازمانده است. این در حالی است که در شرایط اقتصادی فعلی می‌توان با استفاده از ظرفیت توسعه معادن و صادرات محصولات معدنی، درآمد ارزی قابل توجهی برای کشور به ارمغان آورد. در مسیر توسعه معدن به دو طریق می‌توان از ظرفیت مردمی استفاده کرد:
  • تأمین مالی شرکت‌های معدنی با استفاده از اوراق بهادار: یکی از مهم‌ترین معضلات گسترش فعالیت تولیدی به خصوص در بخش معدن و صنایع معدنی، مسئله تأمین مالی است. با مشارکت دادن مردم در تأمین مالی پروژه‌های پرسود معدنی، شرکت‌های معدنی می‌توانند با استفاده از سرمایه مردمی، فعالیت خود را با خرید ماشین آلات یا احداث صنایع پایین دست توسعه دهند. به عنوان مثال شرکت معدنی می‌تواند پس از دریافت مجوز از سازمان بورس، اوراق پروژه خود را در فرابورس عرضه کند و با مشخص کردن میزان سود و زمان بازپرداخت اصل سرمایه، مشارکت مردمی را برای توسعه کسب و کار خود کسب نماید. دولت نیز می‌تواند به عنوان تسهیلگر، پرداخت درصد مشخصی از سود را برای مردم ضمانت کند.
  • معدن‌کاوی کوچک‌مقیاس: یکی از مزیت‌های معدنی ایران، پراکندگی معادن در اکثر نقاط کشور است که معدن‌کاوی کوچک‌مقیاس را توجیه می‌کند. معدن‌کاوی کوچک‌مقیاس می‌تواند یکی از ابزارهای موثر توسعه پایدار و ایجاد اشتغال در مناطق حاشیه‌ای کشور و روستاها باشد. مزیت معدن‌کاوی کوچک‌مقیاس نسبت به بزرگ‌مقیاس، نیاز به سرمایه اولیه کمتر، سوددهی سریع‌تر و عدم نیاز به زیرساخت قابل توجه است. برای مثال خط تولید کنستانتره مس، سرب و روی کوچک‌مقیاس بین 20 تا 50 هزار دلار هزینه نیاز دارد و در دو کانتنیر 40 فوتی جای می‌گیرد. به علاوه این نوع از معدن‌کاوی، سبب ایجاد نوعی پدافند غیرعامل می‌شود و در صورت وقوع مجدد جنگ می‌توان از طریق آن، نیاز ضروری کشور را تأمین کرد.
  • پرداخت تسهیلات قرض‌الحسنه 5 میلیون تومانی به‌ازای هر نفر (مشابه وام یک میلیون تومانی کرونا) و بازپرداخت آن از محل کالابرگ: یکی از اقداماتی که بانک مرکزی در کوتاه‌مدت می‌تواند انجام دهد، تحریک تقاضای خود از طریق اختصاص تسهیلات قرض‌الحسنه 5 میلیون تومان به ازای هر فرد به سرپرست خانواده است. اقساط این تسهیلات می‌تواند طی 25 ماه از محل اعتبار کالابرگ بازپرداخت گردد و نیازمند ضامن نیست. در سال 1399 و در زمان کرونا، دولت، امکان دریافت تسهیلات یک میلیون تومانی قرض‌الحسنه برای سرپرستان خانواده و بازپرداخت آن از محل یارانه را فراهم نمود و اثرات مثبتی برجای گذاشت. اجرای مجدد این سیاست در قالب پرداخت تسهیلات 5 میلیون تومانی در کوتاه‌مدت، تاب‌آوری مردم را افزایش و رونق اقتصادی را به دنبال دارد.
  • واردات نهاده‌های دامی توسط دولت و توزیع آن در قالب سرمایه در گردش تولیدکنندگان: یکی از مشکلاتی که پس از حذف ارز ترجیحی، تأمین پایدار گوشت قرمز و سفید کشور را با خطر مواجه کرده است، عدم امکان تأمین سرمایه در گردش توسط دامداری‌ها بوده است. این مشکل در ایام جنگ تحمیلی سوم تشدید شد و فعالان این حوزه را با مشکلات فراوان مواجه کرد و در نتیجه برخی از این فعالان، تولید خود را کاهش دادند و گرانی‌های سرسام‌آور فعلی رخ داد. در زمان توقف آتش و رفع محاصره، ضروری است وزارت جهاد کشاورزی و زیرمجموعه‌های آن مانند شرکت جهاد استقلال، نهاده‌های دامی موردنیاز یک سال آینده کشور را وارد کند و به صورت وام در اختیار دامداران قرار دهد(میزان تخصیص را می‌توان بر اساس ظرفیت و آمار تولید سال‌های گذشته تعیین کرد). همچنین دولت می‎تواند بازپرداخت هزینه نهاده‌ها را در قالب چک یا ضمانت‌نامه بانکی متناسب با رتبه اعتباری تولیدکننده به صورت 3 ماهه برای تولید گوشت سفید و تخم مرغ و 6 ماهه برای تولید گوشت قرمز از تولیدکننده دریافت کند.

افزایش 5/1 میلیون تنی آرد نان با تولید آرد کامل: تولید آرد کامل با سبوس، میزان تولید آرد در کشور را حداقل 15 درصد افزایش می‌دهد. با فرض نیاز کشور به 10 میلیون تن آرد در سال، با تولید آرد کامل، نیاز کشور با 7.8 میلیون تن گندم تأمین خواهد شد. همچنین پخت نان با آرد کامل، دارای پروتئین، ویتامین و فیبر است که علاوه بر سیرکنندگی بیشتر، سبب ماندگاری بیشتر و کاهش اسراف در مصرف نان خواهد شد.


[1] https://www.cbsnews.com/news/read-the-full-transcript-of-major-garretts-interview-with-israeli-prime-minister-benjamin-netanyahu-here/

[2]https://www-cdn.abcnews.com/Politics/trump-americans-financial-situation-iran-negotiations

[3] https://www.defenddemocracy.press/trump-admits-world-had-just-four-weeks-of-oil-left-without-iran-deal

آخرین مطالب در سحاب

جستجوی پیشرفته